الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
328
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
« و ما طغى به الماء لغضبك » طغى - به طاء بىنقطه و غين نقطهدار - از طغيان كه به معنى در گذشتن از حدّ و اندازه است ، و مراد اينجا يعنى : از من كناره گردان آنچه موجب هلاكت به آب مىشود به سبب غضب و سخط او جلّ شأنه « 1 » . « و ما عتت به الرّيح عن امرك » عتت - به عين بىنقطه و به دو تاء به دو نقطهء فوقانيّه - مأخوذ از « عتوّ » است كه به معنى در گذشتن از حدّ است ، و مراد اينجا يعنى : از من دور گردان آنچه به سبب آن باد از حدّ و اندازه در مىگذرد در گذشتنى كه صادر مىشود از امر تو به او نسبت به آن چيز . « و عيل به صبرى » - به عين بىنقطه و ياء به دو نقطهء زيرين - به صيغهء مجهول از « عال » است كه به معنى غلبه كردن است ، يعنى : صبر من مغلوب شده است و طاقت صبر كردن نمانده است . « الّذى لا يمنّ به سواك » يعنى : سؤال مىكنم از تو امرى را كه به غير از تو ديگرى قدرت ندارد بر بخشيدن آن به من و منّت نهادن به آن بر من ، مانند مسألت آمرزش گناهان و خلود در جنان . و ما حصل كلام بلاغت انتظام آنكه : در خواست مىكنم از تو آمرزش گناهان و جاويد بودن در جنان را ، و به غير از تو كرا قدرت بر اين قسم امرى است كه به من عطا تواند كرد و منّت بر من تواند نهاد ؟ « يا سابغ النّعم » مراد به سبوغ نعمت گشادگى و وسعت آنست چنانچه قبل ازين دانستى . و اين فقره از قبيل وصف است به حال متعلّق چنانچه در « بَدِيعُ السَّماواتِ » * اشعارى به آن شده . « يا بارى النّسم » بارى به معنى خالق است ، و نسم - به نون و سين
--> ( 1 ) در اينجا مترجم جمله را نقل به معنى كرده ولى ضمير غائب را به مخاطب تبديل ننموده ، و بايد : « به سبب غضب و سخط تو » مىگفت .